سفرنامه ملکوتی

و امّا قبل از بیان خاطراتم لازم میدانم ، تا در همین جا خدا را شکر کنم که قسمتی از حیاتم را در زمانی مقدّر کرد که در سایه انقلاب اسلامی و ولایت ، روزگار را سپری می کنم و در حالی پا از کشور بیرون می نهم که خود را سفیر جمهوری اسلامی ایران می دانم . بدین منظور بعنوان یک ایرانی مسلمان که از نزدیک با فـراز و نشیب انقلاب همراه بوده ، و هم اینک در خارج از این مرزو بوم این مختصر کلام را نگارش می کند ، معترفم که باید شبانه روز از وجود نعمتهای فراوانی که خداوند نصیب ملّت ایران کرده شاکر باشیم . که کفران آن قطعاً موجب نارضایتی احدیّت خواهد بود . من در عـراق و سوریـه شاهـد مناظـری هستم کـه در جـای خود عبرآمیز است . این کشورها علیرغم دوری از غنای فرهنگی به شدّت با مسئله اعتیاد مبارزه می کنند . در واقع من در طول سفرم یک معتاد در خیابان نمی بینم . و از مشاهده گوشه به گوشه خیابانهای عراق و سوریه که به عکسـهای متنوع با اشکال و قابهای زیبا از  سران این دو کشور آراسته شده و همچنین توجـّه خاص مردم به اهتمام در نگهداری و نظافت آن ، سخت متعجّبم . اگرچه در مقیاسه همه داشته های ملّت عزیز ایران با مردم عراق و سوریه تفاوتی بسیاری مشهود است . امّا لازم است عرض کنم که فقر فکری و فرهنگی و اقتصادی در این دو کشور و حتّی عربستان به شدت بر اندام مردم آن مرزو بوم مُستولی شده است . درعراق سیل بی شماری از متکدّیان و گدایان در اطراف و اکناف به چشم می خورد و بعضاً درشهرهای بغداد و دمشق نیز بد حجابی ( همچون حیوانات وحشی ) چهره به ظاهر اسلامی شهر و کشور را  دگرگون کرده است . جنگ تحمیلی عراق بر ایران و حمایت همه جانبه کشورهای مختلف جهان نیز از علل مهمّی است که فقر در عراق را به وجود آورده است . بی توجّـهی سران کشور عراق به عتبات عالیات در گذشته ، رد پای نفرت و خشونت را در جای جای بارگاه این امامان معصوم بر جای نهاده و امروزه سعی بر آن شده تا آثار نکبت بار این شیطنت با همّت ایرانیان و زوّار پاک گردد . حال با این مقدمه چگونه می تـوان کشوری را که با زحمات عالم فرزانه ای همچون امام خمینی ( ره ) و جان فشانی شهدای بزرگوار ، از دنیای کفر رهائی یافته و با سکانداری زعیمی همچون حضرت آیت الله خامنه ای در مقابل تمامی ابرقدرتان جهان ایستاده و دست نوازشگر خود را بر دوش همه ملّتهای مسلمان و مستضعف جهان نهاده و تا پای جان از آرمانهای خو دفاع کرده و می کند با کشورهای دیگر حتّی کشورهای مسلمان منطقه مقایسه کرد . پس بیائید تا انقلاب و رهبر را حفظ کنیم و بهای گزافی که در اجرای حدود الهی پرداخته ایم  را به ارزانی به دشمن واگذار نکنیم .

 

با کمال امتنان و پوزش

 الاحقر االمذنب اسکندر پرهیزگار

 عراق / رمضان سال 1380

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شروع سفرنامه :

پنج شنبه تاریخ 24/8/80 ، نام کاروان طائف ، مبداء تهران (پارکینگ بیهقی) مقصد دیار عشق (عتبات عالیات در عراق و سوریه ) و آغاز سفر با قلبی مالامال از شور و هیجان برای رسیدن به وصال ...

با اراده خداوند در ساعت مقرّر از تهران حرکت کرده و ناهار را در همدان صرف کردیم . در ادامه راه ، نماز مغرب و عشا را در باختران اقامه کرده و حدود ساعت 2100 به قصر شیرین رسیدیم ، با صرف شام و استراحت شبانگاهی در صبح روز جمعه مورخ 25/8/80 با عبور از مرز خسروی وارد خاک عراق شدیم . قریب به نیم ساعت تشریفات گمرکی طول کشید و سپس با جابجائی اتوبوس های ایرانی و سوار بر خودروهای عراقی با استقرار دو نفر مامور ،  راه بغداد پایتخت عراق را در پیش گرفتیم . ساعت 12 ظهر به بغداد رسیدیم و در هتلی بنام باروک سکنا گزیدیم .

(( بغداد پایتخت عراق و از شهرهای قدیمی با داستانهای فراون است در وسط این شهر ، رود پر آب دجله با عظمت خاصی در جریان است  . نکته قابل توجّه اینکه وجود این رود می تواند منبع سرسبزی و آبادانی عـراق بـاشد و ما بجز حواشی این رود که پوششی از نخل و مرکبات است دیگر آثاری از خرّمی ندیدیم . البتّه شاید این از نشانه های سرزمین نفرین شده باشد .  ))

با اقامه نماز ظهر و عصر در هتل و صرف ناهار در ساعت 1630 به سمت حرم مطهّر امام موسی بن کاظم و امام جواد علیهماالسلام  حرکت کردیم . (( قبور متبرکه این دو امـام همامم در شهر کاظمین که در مجاورت شهر بغداد  قرار دارد . آذین بخش این شهر شده است . در جوار این دو ذریـّه پیامبر ( ص ) قبور شریـف شیخ طوسی ، خواجه نصیرالدین طوسی ،  سید مرتضی و در صحن نیز ، قبر ابویوسف بن یعقوب بن ابراهیم بن سعدبن جابربن عبدالله انصاری قرار گرفته که زواّر اهل بیت این قبور را نیز زیارت می کنند . ))

با وداع از امام هفتم و امام نهم روز 26/8/80 را به منظور زیارت حرم مطهر امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام آغاز کردیم . در بین راه بغداد ، سامره به زیارت حضرت سید محمدبن علی الهادی که می گفتند بسیار باب الحوائج است . مشرّف شدیم ، و ساعت 1100 قبـور حضرت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) را با هاله ای از غم و انـدو ه در آغوش گرفتیم . ((در کنار ضریح این دو  امام قبور شریـف حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان و حکیمه خاتون عمه محترمه آن امام قرار دارد و درصحن نیز ، سردابی که محل غیبتِ کُبری حضرت مهدی(عج) است زیارتگاه مشتاقان می باشد . گویند :  با ورود امام به سرداب ، آنجا پر از آب شده و مامورین از یافتن امام مایوس و درمانده شده اند . همچنین در این سرداب محلی وجود دارد که بعنوان عبادتگاه امام حسن عسکری ( ع ) معروف است  که زوار در این محل دو رکعت نماز امام زمان اقامه می کنند . )) حدود 2 ساعت با این بزرگواران نجوا کردیم و با صرف ناهار در بین راه سامره به کاظمین به منظور اقامه نماز مغرب و عشا مجدداً به سمت کاظمین برگشتیم .  با زیارت مجدد امام هفتم و امام نهم به سمت هتل در بغداد رفته و شب را در هتل سپری کردیم . در روز 27/8/80 هتل را ترک کرده و تا ظهر در کاظمین و در حرم مطهّر امام هفتم و امام نهم بودیم . و در پایان سه روز و دو شب اقامت در بغداد به سمت نجف اشرف حرکت کردیم ، در بین راه موفق به زیـارت بُـکـر که از فرزندان حضرت علی (ع) بود ، نائل شدیم (( در بالای سر ضریح متبرک این امامزاده نوشته بود یا فارِسِ کربلا « به معنی تکسوار کربلا »  همچنین نام مادر ایشان لیلابن خالدبن سعد بود . ))

ساعت 1700 به شهر کوفه رسیدیم و 10 دقیفه بعد وارد نجف اشرف شدیم (شهر کوفه و نجف به هم جسبیده اند )

در نجف هتلی بنام الغیرا به کاروان ما اختصاص داده شده بود . با کمی استراحت و با قلبی مالامال از عشق به مولایِ متقیان به منظور عرض ادب و اقامه نماز مغرب و عشا به حرم مطهّر حضرت علی مشرّف شده و تا ساعت 2100 با آن حضرت درددل کردیم . و سپس به هتل برگشتیم .

روز 28/8/80 نماز صبح را در حرم حضرت علی (ع ) اقامه کرده و من بـا کنجکاوی قبر حاج آقـا مصطفی خمینی را

که در جوار قبر مولا بود یافتم و از پشت درب موفق به زیارت این بزرگوار شده و پس از برگشت به هتل و صرف صبحانه به زیارت قبرستان وادی السلام رفتیم و در بین راه بیت شریف حضرت علی (ع) را از دور نظـاره کردیم .

(( این قبرستان خود داستان زیادی دارد  . اولاً این قبرستان بسیار بزرگ است وسعت آن به بیش از 20کیلومتر مربع می رسد ، در این قبرستان  قبور متبرک هود پیامبر (ع) و حضرت صالح( ع )  و مقام حضرت صادق ( ع )  وجود دارد  و زوّار از چــاه آبی که در این قبــرستان است به نیّت شفا آب برمی دارند . این قبرستان دو تا سه رکعت نماز دارد که به نیابت از همه ملتمسین اقامه شد.همچنین غیبت صغرایِ امام زمان ( عج) از این قبرستان شروع شد )) از قبرستان که به سمت کوفه حرکت کردیم در بین راه قبرمیثم تمّاربن یحیی را زیارت کردیم و سپس از طریق درب باب الفیل وارد مسجد کوفه شدیم . ابتدا در مقابل مقام ابراهیم ایستاده و چهـار رکعت نماز دو رکعتی خواندیم و پس از آن در محل مقام حضرت خضر نیز دو رکعت نماز اقامه نـمودیم . آنگاه در مقــام دکةالقضاء حضرت علی که محل قضاوت آن حضرت بود قرار گرفتیم و ضمن دعا و خواندن نماز به مقام بیت الطشت رسیدیم .

«  بیـت الطـشت داستـان دختری است که بعلت باردار شدن  ناگهانی مورد هتک حرمت برادرانش قرار گرفت  که با قضاوت مولا علی ( ع )  قائله به شکل دیگری مرتفع و از حیثیت دختر دفاع شد  » در این محل نیز دعا و نماز خوانده شد و سپس در مقابل مقامهای حضرت رسول(ص) حضرت آدم ، حضرت جبرئیل، حضرت زین العابدین ، حضرت نوح ، و مقام ضربت خوردن حضرت علی(ع) دعا کرده و و برای هر کدام دو رکعت نماز خواندیم . بعد از زیارت مقامها به زیارت قبرمسلم بن عقیل که درگوشه ای از مسجد کوفه بود رفته و پس از آن نیز قبر مختار و بعد از آن قبر هانی بن عروه را زیارت کردیم . و سپس به حــرم مطهّر حضرت علی ( ع ) برگشته ، نماز مغرب و عشا را در آنجا خوانده و ساعت 8 شب به هتل برگشتیم .

در تاریخ 29/8/80 ساعت 8 صبح به زیارت مسجد یا مقام حنّانه رفتیم (( اینجا محلّی است  که دو روایت در موردش گفتــــه  شده یکی اینکه وقتی خولی سر مبارک حضرت اباعبدالله الحسین ( ع ) را در هنگام انتفال به دربار در این محل گذاشته بود این مسجد به پاس احترام ، سر فرود آورده و یکی دیگراینکه وقتی جنازه متبرک مولا علی(ع ) را از این محل عبور می دادند این مسجد به جنازه تعظیم کرده که با توجّه به این دو روایت مسجد یا مقام حنّانه هم اینک زیارتگاه شیعیان شده است . )) پس از وداع با مقام حنّانه مرقد کمیل بن زیاد و سپس مسجد صعصعه را زیارت کردیم (( صعصعه از مداحان اهل بیت و از از پنج نفری بود که زیر تابوت مولا علی (ع) را گرفت . برابر روایتی که در این سفر از بزرگی شنیدم ، صعصعه یکی از یاران با وفای حضرت علی(ع) بوده و600راس شتر داشته که ایشان با دادن دو شتر یک کنیز یابرده را در راه خدا آزاد می کرده و اینکار به برکت پروردگار متعال ادامه داشته . روزی صعصعه از امام علی (ع) سؤال می کند یا مولا شما اَفضل ترید یا حضرت آدم ؟

 

 

 امام می فرمایند : نمی خواستم پاسخ تو را بدهم امّا چون از جنبه فقهی پرسش کردی مجبور به پاسخ هستم ، من افضل تر هستم چرا که با وجود حرام بودن گندم برای آدم ، او خورد و من اگرچه خوردن گندم برایم مباح بود ولی با توجّه به فقر مردم نان گندم نخوردم ، مجدداً عرض شد شما افضل ترید یا موسی ؟  ایشان فرمودند من :  زیرا موسی از ترس فرعون خود را مدتی پنهان کرد ولی من در لیلةاالمبیت جانم را به خاطر پیامبر (ص)  در طبق اخلاص نهادم و یا آنجائی که بنا بود پیام برائت را به ابوبکر بدهند تا در میان جماعت مسلمین قرائت کند در بین راه از او پس گرفتند  و  پیامبر فرمودند ابوبکر ترسو است و نمی تواند پیام را به درستی بیان کند و آنگاه مرا مامور این کار کردند و من پیام برائت را در میان مسلمین خواندم . باز عرض شد ، شما افضل ترید یا حضرت عیسی ( ع) ؟ ایشان فرمودند : من ، زیرا در هنگام عارض شدن درد زایمان در مریم  امر شد ، از مسجد خارج شو ؟ و مریم در زیر درختی در خارج از مسجد زایمان کرد امّا در هنگام زایمانِ مادرم دیوار خانه خدا شکافت و من در میان دیوار خانه خدا متولّد شدم . ))

با خارج شدن از مسجد صعصعه به مسجد سهله رفته ودر مقامهای حضرت صادق( ع ) ، حضرت ابراهیم ( ع )  حضرت ادریس( ع ) حضرت خضر( ع ) ، حضرت رسول( ص ) ، حضرت زین العابدین ( ع ) و مقام انبیاء و صالحین دعا کرده و نماز خواندیم . حدود ساعت 1115دقیقه به حرم مطهّر امام علی( ع )جهت اقامه نماز ظهر و عصر رفتیم و  پس ازآن به منظور صرف ناهار به هتل برگشتیم . با کمی استراحت به سمت کربلای معلا حرکت کردیم .

در بین راه واقعاً نمی توان احساسات زوّار را حتی نگارش کرد . همه سراسیمه به افقی می نگریستند که فضای عطرآگین کربلا را به خود اختصاص داده بود . بوی حسین ( ع ) را می شد استشمام کرد . با همین حـال بـرای دیدار

آن عزیزی که سالها در غم فراقش فغان کرده بودیم با خود نجوا میکردیم تا اینکه ساعت 1600 به کربلا رسیدیم .

راستش اوّلین نگاه به بارگاه ملکوتی سومین امام شیعیان برای کسانی که از راهی دوری ولی باقلبی نزدیک ، مشتاقانه به پابوس آمده بودند  وصف ناپذیر است . به هر حال چه بگویم که ...

با ورود به کربلا در هتلی بنام هتل الرحمن ساکن شده و ساعت 1800 به حرم سالار شهیدان مشرّف شدیم . نماز مغرب و عشا را اقامه کرده و مـرقد حبیب بن مظاهر را که در جوار ضریح امام بـود زیارت کردیـم  .

محل دفن 126 نفر از کسانی که در ارتباط با قیام کربلا شهید شده و در جوار حضرت امام حسین ( ع ) یکجا دفن شده اند را یافتیم و از نزدیک عرض ارادت نمودیم . آنگاه قبر ابراهیم مجاب پدر سیّد رضی و خود سیّد رضی را زیارت کرده و سپس به زیارت پرچمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس رفتیم (( مقبره آن حضرت در 500 متری حرم مطهّر سیّدالشهداء است . )) تا ساعت 2100 در آنجا بودیم و سپس به هتل برگشتیم .

در تاریخ 30/8/80 جهت اقامه نماز صبح به حرم مطهّر امام حسین ( ع ) مشرف شدیم . و قتلگاه راهم زیارت کردیم  سپس به حرم مطهّر قمر بنی هاشم مشرف شدیم . و پس از آن به هتل برگشتیم و با صرف صبحانه در هتل عازم زیارت مرقد عون بن عبدالله بن جعفرطیّار ((که مادرش حضرت زینب (س) است)) رفتیم و پس از آن مرقد دو طفلان مسلم یعنی محمد ( 9 ساله ) و ابراهیم ( 7 ساله ) را زیارت کردیم (( قبور متبرک این عزیزان در شهرکی بنام مصیب قرار دارد . برای رسیدن به این شهرک باید از پلی که بر روی شط  فرات زده  شده عبور کرد .  لازم به توضیـح است که  شط فرات هم مانند رود دجله پر آب بوده و باعث حاصلخیزی و سرسبزی زمینهای اطراف شط شده است . ))

 

با خودرو 15 دقیقه از حرم مطهّر امام حسین ( ع ) فاصله گرفته و به قبر حربن یزید ریاحی رسیدیم ، در آنجا ضمن 6زیارت ، نماز ظهر و عصر را خواندیم و سپس به هتل برگشتیم . بعد از ظهر و پس از صرف ناهار برابر برنامه های پیش بینی شده به دو محلّی رفتیم که با فاصله 200 متر ، دستان مبارک حضرت ابوالفضل (ع) را جدا کرده بودند .

و بعد به زیارت حرم باب الحوائج حضرت عباس ( ع ) رفتیم . نماز مغرب و عشا را در حرم خواندیم و پس از آن به حرم امام حسین ( ع ) برگشتیم . تا ساعت 2100 در حرم ماندیم و برای استراحت شبانگاهی به هتل مراجعت کردیم .

روز پنج شنبه مورخ 1/9/80  ساعت 8 صبح اوّل به زیارت خیمه گاه امام حسین (ع) رفتیم .

عزیـزی که این مرقومه را هم اینک مطالعه می کنی بدان که با ورود به خیمه گاه، تمامی حوادث کربلا که سالیان دراز مدّاحان و ذاکرین مصیبتِ اباعبدالله برایتـان نقل کرده اند در این صحنـه خـود شمـا را بـه گـریـه

می اندازد و چنان متـاثر می شوید که چگونه امام شیعیان ، مظلومانه جان و مال و عیال خود را مخلصانه

 طبق اخـلاص نهــاده و مطیع امر خداوند شده است . واقعاً صحنه جانگدازی است و ... 

((جهت اگاهی مشتاقان ، شکل  خیمه گاه بصورت دایره ای و خیمه امام حسین (ع ) در وسط  با محرابی خاص و خیام حضرت ابوالفضل و و و حضرت قاسم د

/ 8 نظر / 7 بازدید
پریسا

من حرفی ندارم نه که فکر کنی دارم کلاس میذارما نه ه ه ه ه می گم اگه نویسنده همکار بشم می تونم مطالب وبلاگ خودم رو بیارم اینجا آخه واسه مطالب وبلاگم کلی وقت صرف می کنم شاید نشه مطالب جدید بیارم حالا نظر تو چیه؟

پریسا

سلااااام داشتم از این ورا رد می شدم گفتم یه سری هم اینجا بزنم[گل]

فائقه

تا حالا مترو سوار شدی؟ عمو یه فال می خری؟ امیدوارم این بار که از 4 راه رد می شی یکی از این بچه های فال فروش ازت بخواد یک یاکت فال ازش بخری تا تمام ملکوتی که باهاش می خوای از پل صراط رد شی جلوی چشمت بی رنگ بشه. کاش بدونی آمار و ارقام نجومی که جهل مردم ما خرج ملکوت می کنه زندگی چند تا از این بچه های بی آینده رو عوض می کنه. و یک سرچ موضوعی کن تا بدونی این درآمد در انحصار شاهزاده ها عربه و از ارقامی که این شاهزاده های عرب با پول سهم همین بچه های معصوم بی آینده خرج کازینوها و زیبارویان فرانسه می کنند چند بار شهر بم را می شه آباد کرد. یک سر به ته بازار کوچه عودلاجان بزن بد نیست. بیشتر از سفر به دردت می خوره.

الی

مرسی که بهم سر زدی[گل]

ایران ار اس اس

سلام دوست من عجب وبلاگ داغ داغ داری اگه دوست داشتی منو بهنام (معرفی وبلاگ و سایتهای داغ داغ )لینک کن www.irrss.persianblog.ir بعد خبر بده تا به چه نامی شمارا لینک کنم اگر منو لینک کنی شمارا در وبلاگهای داغ داغ معرفی میکنم[گل][گل][گل]

ایران ار اس اس

دوست من اول من را لینک کن بعد خبر بده معرفی وبلاگ و سایتهای داغ داغ

ایران ار اس اس

سلام دوست من شما لینک شدید معرفی هم شدید لتف کنید و وبلاگ و قوانین وبلاگ را بخوانید لینک قوانین http://irrss.persianblog.ir/page/rss [گل][گل][گل]

پریسا

تو که بی وفایی کم سر میزنی اومدم سر بزنم[لبخند] اگه دوست داشتی بیا وبلاگم و نظرت رو بنویس[گل][گل] فال حافظ: نیت کن......... جواب:به جهنم گر غمت پایان ندارد!! به درک گر سرت سامان ندارد!!! بخندم من به این دنیای فانی که ضایع تر از این امکان ندارد[گریه] حافظ می خواد بگه تو خوشبخت می شی!یکم عصبانیه!!منظوری نداره[نیشخند]