مقدمه : 

منّت خدای راکه به حقیر توفیق داد ، تا بتوانم در طـول عمرم با سفر به سه کشور عربستان ، سوریه و عراق از نزدیک تربت پاک چهارده معصومی را که مایه فخر عالم امکان هستند ، زیارت کنم . و از این اینکه خداوند مهربان این لطف را به حقیر و خانواده ارزانی کرد ، شاکرم ، و همواره از آستـان آن خالق منّان خواستارم تا مادامی که جان در بدن دارم  توفیق زیارت مجدد این بزرگواران را نصیبم نماید . همچنین از درگـاه ایزد متعال خواهانم تا هر دل شکسته ای که پا در مسیر این کاروان نبوّت و امامت نهاده ، پایش را ثابت قدم و دستش را به بارگاه ملکوتی این مقرّبان درگاه آفرینش برساند . باشد که از لطف و کرم این بزرگواران ، خداوند به مصداق یا وجیهاً عندالله اشفع لنا عندالله در روز معشر ما را نیز ، در زمره گذشتگان از پل صراط قلمداد کند .                                         انشاءالله

 

 

 

 

 

 


و امّا قبل از بیان خاطراتم لازم میدانم ، تا در همین جا خدا را شکر کنم که قسمتی از حیاتم را در زمانی مقدّر کرد که در سایه انقلاب اسلامی و ولایت ، روزگار را سپری می کنم و در حالی پا از کشور بیرون می نهم که خود را سفیر جمهوری اسلامی ایران می دانم . بدین منظور بعنوان یک ایرانی مسلمان که از نزدیک با فـراز و نشیب انقلاب همراه بوده ، و هم اینک در خارج از این مرزو بوم این مختصر کلام را نگارش می کند ، معترفم که باید شبانه روز از وجود نعمتهای فراوانی که خداوند نصیب ملّت ایران کرده شاکر باشیم . که کفران آن قطعاً موجب نارضایتی احدیّت خواهد بود . من در عـراق و سوریـه شاهـد مناظـری هستم کـه در جـای خود عبرآمیز است . این کشورها علیرغم دوری از غنای فرهنگی به شدّت با مسئله اعتیاد مبارزه می کنند . در واقع من در طول سفرم یک معتاد در خیابان نمی بینم . و از مشاهده گوشه به گوشه خیابانهای عراق و سوریه که به عکسـهای متنوع با اشکال و قابهای زیبا از  سران این دو کشور آراسته شده و همچنین توجـّه خاص مردم به اهتمام در نگهداری و نظافت آن ، سخت متعجّبم . اگرچه در مقیاسه همه داشته های ملّت عزیز ایران با مردم عراق و سوریه تفاوتی بسیاری مشهود است . امّا لازم است عرض کنم که فقر فکری و فرهنگی و اقتصادی در این دو کشور و حتّی عربستان به شدت بر اندام مردم آن مرزو بوم مُستولی شده است . درعراق سیل بی شماری از متکدّیان و گدایان در اطراف و اکناف به چشم می خورد و بعضاً درشهرهای بغداد و دمشق نیز بد حجابی ( همچون حیوانات وحشی ) چهره به ظاهر اسلامی شهر و کشور را  دگرگون کرده است . جنگ تحمیلی عراق بر ایران و حمایت همه جانبه کشورهای مختلف جهان نیز از علل مهمّی است که فقر در عراق را به وجود آورده است . بی توجّـهی سران کشور عراق به عتبات عالیات در گذشته ، رد پای نفرت و خشونت را در جای جای بارگاه این امامان معصوم بر جای نهاده و امروزه سعی بر آن شده تا آثار نکبت بار این شیطنت با همّت ایرانیان و زوّار پاک گردد . حال با این مقدمه چگونه می تـوان کشوری را که با زحمات عالم فرزانه ای همچون امام خمینی ( ره ) و جان فشانی شهدای بزرگوار ، از دنیای کفر رهائی یافته و با سکانداری زعیمی همچون حضرت آیت الله خامنه ای در مقابل تمامی ابرقدرتان جهان ایستاده و دست نوازشگر خود را بر دوش همه ملّتهای مسلمان و مستضعف جهان نهاده و تا پای جان از آرمانهای خو دفاع کرده و می کند با کشورهای دیگر حتّی کشورهای مسلمان منطقه مقایسه کرد . پس بیائید تا انقلاب و رهبر را حفظ کنیم و بهای گزافی که در اجرای حدود الهی پرداخته ایم  را به ارزانی به دشمن واگذار نکنیم .

 

با کمال امتنان و پوزش

 الاحقر االمذنب اسکندر پرهیزگار

 عراق / رمضان سال 1380

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شروع سفرنامه :

پنج شنبه تاریخ 24/8/80 ، نام کاروان طائف ، مبداء تهران (پارکینگ بیهقی) مقصد دیار عشق (عتبات عالیات در عراق و سوریه ) و آغاز سفر با قلبی مالامال از شور و هیجان برای رسیدن به وصال ...

با اراده خداوند در ساعت مقرّر از تهران حرکت کرده و ناهار را در همدان صرف کردیم . در ادامه راه ، نماز مغرب و عشا را در باختران اقامه کرده و حدود ساعت 2100 به قصر شیرین رسیدیم ، با صرف شام و استراحت شبانگاهی در صبح روز جمعه مورخ 25/8/80 با عبور از مرز خسروی وارد خاک عراق شدیم . قریب به نیم ساعت تشریفات گمرکی طول کشید و سپس با جابجائی اتوبوس های ایرانی و سوار بر خودروهای عراقی با استقرار دو نفر مامور ،  راه بغداد پایتخت عراق را در پیش گرفتیم . ساعت 12 ظهر به بغداد رسیدیم و در هتلی بنام باروک سکنا گزیدیم .

(( بغداد پایتخت عراق و از شهرهای قدیمی با داستانهای فراون است در وسط این شهر ، رود پر آب دجله با عظمت خاصی در جریان است  . نکته قابل توجّه اینکه وجود این رود می تواند منبع سرسبزی و آبادانی عـراق بـاشد و ما بجز حواشی این رود که پوششی از نخل و مرکبات است دیگر آثاری از خرّمی ندیدیم . البتّه شاید این از نشانه های سرزمین نفرین شده باشد .  ))

با اقامه نماز ظهر و عصر در هتل و صرف ناهار در ساعت 1630 به سمت حرم مطهّر امام موسی بن کاظم و امام جواد علیهماالسلام  حرکت کردیم . (( قبور متبرکه این دو امـام همامم در شهر کاظمین که در مجاورت شهر بغداد  قرار دارد . آذین بخش این شهر شده است . در جوار این دو ذریـّه پیامبر ( ص ) قبور شریـف شیخ طوسی ، خواجه نصیرالدین طوسی ،  سید مرتضی و در صحن نیز ، قبر ابویوسف بن یعقوب بن ابراهیم بن سعدبن جابربن عبدالله انصاری قرار گرفته که زواّر اهل بیت این قبور را نیز زیارت می کنند . ))

با وداع از امام هفتم و امام نهم روز 26/8/80 را به منظور زیارت حرم مطهر امام هادی و امام حسن عسکری علیهماالسلام آغاز کردیم . در بین راه بغداد ، سامره به زیارت حضرت سید محمدبن علی الهادی که می گفتند بسیار باب الحوائج است . مشرّف شدیم ، و ساعت 1100 قبـور حضرت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) را با هاله ای از غم و انـدو ه در آغوش گرفتیم . ((در کنار ضریح این دو  امام قبور شریـف حضرت نرجس خاتون مادر امام زمان و حکیمه خاتون عمه محترمه آن امام قرار دارد و درصحن نیز ، سردابی که محل غیبتِ کُبری حضرت مهدی(عج) است زیارتگاه مشتاقان می باشد . گویند :  با ورود امام به سرداب ، آنجا پر از آب شده و مامورین از یافتن امام مایوس و درمانده شده اند . همچنین در این سرداب محلی وجود دارد که بعنوان عبادتگاه امام حسن عسکری ( ع ) معروف است  که زوار در این محل دو رکعت نماز امام زمان اقامه می کنند . )) حدود 2 ساعت با این بزرگواران نجوا کردیم و با صرف ناهار در بین راه سامره به کاظمین به منظور اقامه نماز مغرب و عشا مجدداً به سمت کاظمین برگشتیم .  با زیارت مجدد امام هفتم و امام نهم به سمت هتل در بغداد رفته و شب را در هتل سپری کردیم . در روز 27/8/80 هتل را ترک کرده و تا ظهر در کاظمین و در حرم مطهّر امام هفتم و امام نهم بودیم . و در پایان سه روز و دو شب اقامت در بغداد به سمت نجف اشرف حرکت کردیم ، در بین راه موفق به زیـارت بُـکـر که از فرزندان حضرت علی (ع) بود ، نائل شدیم (( در بالای سر ضریح متبرک این امامزاده نوشته بود یا فارِسِ کربلا « به معنی تکسوار کربلا »  همچنین نام مادر ایشان لیلابن خالدبن سعد بود . ))

ساعت 1700 به شهر کوفه رسیدیم و 10 دقیفه بعد وارد نجف اشرف شدیم (شهر کوفه و نجف به هم جسبیده اند )

در نجف هتلی بنام الغیرا به کاروان ما اختصاص داده شده بود . با کمی استراحت و با قلبی مالامال از عشق به مولایِ متقیان به منظور عرض ادب و اقامه نماز مغرب و عشا به حرم مطهّر حضرت علی مشرّف شده و تا ساعت 2100 با آن حضرت درددل کردیم . و سپس به هتل برگشتیم .

روز 28/8/80 نماز صبح را در حرم حضرت علی (ع ) اقامه کرده و من بـا کنجکاوی قبر حاج آقـا مصطفی خمینی را

که در جوار قبر مولا بود یافتم و از پشت درب موفق به زیارت این بزرگوار شده و پس از برگشت به هتل و صرف صبحانه به زیارت قبرستان وادی السلام رفتیم و در بین راه بیت شریف حضرت علی (ع) را از دور نظـاره کردیم .

(( این قبرستان خود داستان زیادی دارد  . اولاً این قبرستان بسیار بزرگ است وسعت آن به بیش از 20کیلومتر مربع می رسد ، در این قبرستان  قبور متبرک هود پیامبر (ع) و حضرت صالح( ع )  و مقام حضرت صادق ( ع )  وجود دارد  و زوّار از چــاه آبی که در این قبــرستان است به نیّت شفا آب برمی دارند . این قبرستان دو تا سه رکعت نماز دارد که به نیابت از همه ملتمسین اقامه شد.همچنین غیبت صغرایِ امام زمان ( عج) از این قبرستان شروع شد )) از قبرستان که به سمت کوفه حرکت کردیم در بین راه قبرمیثم تمّاربن یحیی را زیارت کردیم و سپس از طریق درب باب الفیل وارد مسجد کوفه شدیم . ابتدا در مقابل مقام ابراهیم ایستاده و چهـار رکعت نماز دو رکعتی خواندیم و پس از آن در محل مقام حضرت خضر نیز دو رکعت نماز اقامه نـمودیم . آنگاه در مقــام دکةالقضاء حضرت علی که محل قضاوت آن حضرت بود قرار گرفتیم و ضمن دعا و خواندن نماز به مقام بیت الطشت رسیدیم .

«  بیـت الطـشت داستـان دختری است که بعلت باردار شدن  ناگهانی مورد هتک حرمت برادرانش قرار گرفت  که با قضاوت مولا علی ( ع )  قائله به شکل دیگری مرتفع و از حیثیت دختر دفاع شد  » در این محل نیز دعا و نماز خوانده شد و سپس در مقابل مقامهای حضرت رسول(ص) حضرت آدم ، حضرت جبرئیل، حضرت زین العابدین ، حضرت نوح ، و مقام ضربت خوردن حضرت علی(ع) دعا کرده و و برای هر کدام دو رکعت نماز خواندیم . بعد از زیارت مقامها به زیارت قبرمسلم بن عقیل که درگوشه ای از مسجد کوفه بود رفته و پس از آن نیز قبر مختار و بعد از آن قبر هانی بن عروه را زیارت کردیم . و سپس به حــرم مطهّر حضرت علی ( ع ) برگشته ، نماز مغرب و عشا را در آنجا خوانده و ساعت 8 شب به هتل برگشتیم .

در تاریخ 29/8/80 ساعت 8 صبح به زیارت مسجد یا مقام حنّانه رفتیم (( اینجا محلّی است  که دو روایت در موردش گفتــــه  شده یکی اینکه وقتی خولی سر مبارک حضرت اباعبدالله الحسین ( ع ) را در هنگام انتفال به دربار در این محل گذاشته بود این مسجد به پاس احترام ، سر فرود آورده و یکی دیگراینکه وقتی جنازه متبرک مولا علی(ع ) را از این محل عبور می دادند این مسجد به جنازه تعظیم کرده که با توجّه به این دو روایت مسجد یا مقام حنّانه هم اینک زیارتگاه شیعیان شده است . )) پس از وداع با مقام حنّانه مرقد کمیل بن زیاد و سپس مسجد صعصعه را زیارت کردیم (( صعصعه از مداحان اهل بیت و از از پنج نفری بود که زیر تابوت مولا علی (ع) را گرفت . برابر روایتی که در این سفر از بزرگی شنیدم ، صعصعه یکی از یاران با وفای حضرت علی(ع) بوده و600راس شتر داشته که ایشان با دادن دو شتر یک کنیز یابرده را در راه خدا آزاد می کرده و اینکار به برکت پروردگار متعال ادامه داشته . روزی صعصعه از امام علی (ع) سؤال می کند یا مولا شما اَفضل ترید یا حضرت آدم ؟

 

 

 امام می فرمایند : نمی خواستم پاسخ تو را بدهم امّا چون از جنبه فقهی پرسش کردی مجبور به پاسخ هستم ، من افضل تر هستم چرا که با وجود حرام بودن گندم برای آدم ، او خورد و من اگرچه خوردن گندم برایم مباح بود ولی با توجّه به فقر مردم نان گندم نخوردم ، مجدداً عرض شد شما افضل ترید یا موسی ؟  ایشان فرمودند من :  زیرا موسی از ترس فرعون خود را مدتی پنهان کرد ولی من در لیلةاالمبیت جانم را به خاطر پیامبر (ص)  در طبق اخلاص نهادم و یا آنجائی که بنا بود پیام برائت را به ابوبکر بدهند تا در میان جماعت مسلمین قرائت کند در بین راه از او پس گرفتند  و  پیامبر فرمودند ابوبکر ترسو است و نمی تواند پیام را به درستی بیان کند و آنگاه مرا مامور این کار کردند و من پیام برائت را در میان مسلمین خواندم . باز عرض شد ، شما افضل ترید یا حضرت عیسی ( ع) ؟ ایشان فرمودند : من ، زیرا در هنگام عارض شدن درد زایمان در مریم  امر شد ، از مسجد خارج شو ؟ و مریم در زیر درختی در خارج از مسجد زایمان کرد امّا در هنگام زایمانِ مادرم دیوار خانه خدا شکافت و من در میان دیوار خانه خدا متولّد شدم . ))

با خارج شدن از مسجد صعصعه به مسجد سهله رفته ودر مقامهای حضرت صادق( ع ) ، حضرت ابراهیم ( ع )  حضرت ادریس( ع ) حضرت خضر( ع ) ، حضرت رسول( ص ) ، حضرت زین العابدین ( ع ) و مقام انبیاء و صالحین دعا کرده و نماز خواندیم . حدود ساعت 1115دقیقه به حرم مطهّر امام علی( ع )جهت اقامه نماز ظهر و عصر رفتیم و  پس ازآن به منظور صرف ناهار به هتل برگشتیم . با کمی استراحت به سمت کربلای معلا حرکت کردیم .

در بین راه واقعاً نمی توان احساسات زوّار را حتی نگارش کرد . همه سراسیمه به افقی می نگریستند که فضای عطرآگین کربلا را به خود اختصاص داده بود . بوی حسین ( ع ) را می شد استشمام کرد . با همین حـال بـرای دیدار

آن عزیزی که سالها در غم فراقش فغان کرده بودیم با خود نجوا میکردیم تا اینکه ساعت 1600 به کربلا رسیدیم .

راستش اوّلین نگاه به بارگاه ملکوتی سومین امام شیعیان برای کسانی که از راهی دوری ولی باقلبی نزدیک ، مشتاقانه به پابوس آمده بودند  وصف ناپذیر است . به هر حال چه بگویم که ...

با ورود به کربلا در هتلی بنام هتل الرحمن ساکن شده و ساعت 1800 به حرم سالار شهیدان مشرّف شدیم . نماز مغرب و عشا را اقامه کرده و مـرقد حبیب بن مظاهر را که در جوار ضریح امام بـود زیارت کردیـم  .

محل دفن 126 نفر از کسانی که در ارتباط با قیام کربلا شهید شده و در جوار حضرت امام حسین ( ع ) یکجا دفن شده اند را یافتیم و از نزدیک عرض ارادت نمودیم . آنگاه قبر ابراهیم مجاب پدر سیّد رضی و خود سیّد رضی را زیارت کرده و سپس به زیارت پرچمدار کربلا حضرت ابوالفضل العباس رفتیم (( مقبره آن حضرت در 500 متری حرم مطهّر سیّدالشهداء است . )) تا ساعت 2100 در آنجا بودیم و سپس به هتل برگشتیم .

در تاریخ 30/8/80 جهت اقامه نماز صبح به حرم مطهّر امام حسین ( ع ) مشرف شدیم . و قتلگاه راهم زیارت کردیم  سپس به حرم مطهّر قمر بنی هاشم مشرف شدیم . و پس از آن به هتل برگشتیم و با صرف صبحانه در هتل عازم زیارت مرقد عون بن عبدالله بن جعفرطیّار ((که مادرش حضرت زینب (س) است)) رفتیم و پس از آن مرقد دو طفلان مسلم یعنی محمد ( 9 ساله ) و ابراهیم ( 7 ساله ) را زیارت کردیم (( قبور متبرک این عزیزان در شهرکی بنام مصیب قرار دارد . برای رسیدن به این شهرک باید از پلی که بر روی شط  فرات زده  شده عبور کرد .  لازم به توضیـح است که  شط فرات هم مانند رود دجله پر آب بوده و باعث حاصلخیزی و سرسبزی زمینهای اطراف شط شده است . ))

 

با خودرو 15 دقیقه از حرم مطهّر امام حسین ( ع ) فاصله گرفته و به قبر حربن یزید ریاحی رسیدیم ، در آنجا ضمن 6زیارت ، نماز ظهر و عصر را خواندیم و سپس به هتل برگشتیم . بعد از ظهر و پس از صرف ناهار برابر برنامه های پیش بینی شده به دو محلّی رفتیم که با فاصله 200 متر ، دستان مبارک حضرت ابوالفضل (ع) را جدا کرده بودند .

و بعد به زیارت حرم باب الحوائج حضرت عباس ( ع ) رفتیم . نماز مغرب و عشا را در حرم خواندیم و پس از آن به حرم امام حسین ( ع ) برگشتیم . تا ساعت 2100 در حرم ماندیم و برای استراحت شبانگاهی به هتل مراجعت کردیم .

روز پنج شنبه مورخ 1/9/80  ساعت 8 صبح اوّل به زیارت خیمه گاه امام حسین (ع) رفتیم .

عزیـزی که این مرقومه را هم اینک مطالعه می کنی بدان که با ورود به خیمه گاه، تمامی حوادث کربلا که سالیان دراز مدّاحان و ذاکرین مصیبتِ اباعبدالله برایتـان نقل کرده اند در این صحنـه خـود شمـا را بـه گـریـه

می اندازد و چنان متـاثر می شوید که چگونه امام شیعیان ، مظلومانه جان و مال و عیال خود را مخلصانه

 طبق اخـلاص نهــاده و مطیع امر خداوند شده است . واقعاً صحنه جانگدازی است و ... 

((جهت اگاهی مشتاقان ، شکل  خیمه گاه بصورت دایره ای و خیمه امام حسین (ع ) در وسط  با محرابی خاص و خیام حضرت ابوالفضل و و و حضرت قاسم در ابتدای ورودی و خروجی تعبیه شده است .  برابر روایات تاریخی حضرت عباس نگهبان جلو خیمه گاه و حضرت قاسم نگهبان عقب خیمه گاه بوده اند . همچنین خیمه حضرت قاسم به سبب نوداماد آن بزرگوار ، به آئینه و شمعدان مزیّن شده است . گویند حضرت عباس  ( ع ) در میان خیمه گاه  قدام به حفر چاهی کرده  که پس از ناامید شدن از آب آن چاه به شریحه فرات رفته و آن واقعه جانگداز رخ داده است . ))

تَلّ زینبیّه از مکانهایی بود که مورد زیارت زوّار قرار گرفت . (( این تَلّ در محلّی مشرف بر خیمه گاه واقع شده و حضرت زینب ( س) در این محل شاهد همه صحنه های واقعه کربلا بوده )) پس از زیارت تلّ زینبیه به حرم امام حسین ( ع ) برگشته ، نماز ظهر و عصر را در حرم حضرت عباس ( ع ) اقامه کرده و سپس به هتل برگشتیم . ساعت 1430 همه را به بازار بردند . ((در بازار همانند سایر نقاط زیارتی دو مامور همراه به دقّت ما را کنترل میکردند . )) حدود 2 ساعت در بازار بودیم و سپس برای اقامه نماز مغرب و عشا به حرم امام حسین ( ع ) وارد شدیم . و تا ساعت 2100 در حرم بودیم . نکته حائز اهمیّت اینکه علیرغم روزهای قبل ، پنج شنبه هر هفته تعداد کثیری از جمعیّت عراق در حرمین امام حسین و حضرت عباس (علیهماالسلام) جمع شده و به زیارت می پرداختند . من نظیر این سیل خروشان را حتّی در مشهد مقدّس هم ندیده بودم .

در مورخ 2/9/80 ساعت 5/4 صبح به زیارت امام حسین رفتیم نماز صبح را هم خواندیم و با امام وداع گفتیم سپس به حــرم قمر بنی هاشم مشرف شدیم و با این بزرگوار نیز خداحافظی کردیم .

اینجـا نیز وداع با معشوقی که آرزوی دیدارش را سالیان سال در سر داشته و برای وصالش ناله ها سر داده بودیم سخت بود ولی چه می توان کرد . مگر اینکه خودش باز ما را طلب کند انشاءالله .

با دلی شکسته ، نگاهی سوزناک و ... به هتل یرگشتیم تا پس از صرف صبحانه عازم سوریّه شویم .

ساعت  9 صبح هتل را ترک کرده و از مسیر اٌستان الرّمادیّه عراق و شهر الانبار به طرف مرز سوریه حرکت کردیم برخلاف شهرهای مذهبی عراق که به سبب وجود دو رود دجله و فرآت از سرسبزی خاصی برخوردار بودند سایر نقاط این کشور خصوصاً حدّ فاصل مسیر طولانی کربلا تا مرز سوریه زمینهای بایر و لم یزرع به چشم می خورد .

حدود ساعت 5 بعد از ظهر به مرز سوریّه رسیدیم و مامورین عراقی کاروان مـا را تحویـل مقـامهـای گمـرک سوریه دادند . بعد از دو ساعت تشریفات گمرکی وارد سوریّه شدیم و به سمت پایتخت یعنی شهر دمشق به راه افتادیم .

چون شب فرا رسیده بود نمی توانستم  مناظر بین راه را بنویسم امّا پس از 5/2 ساعت به دمشق رسیدیم و در هتلی بنام هتل کندی  (( که نام قبیله حجر بن عددی کندی  )) است مستقر شدیم . در طول مدّت اقامت در عراق مــا   به هیچ عنوان از اخبار ایران و سایر نقاط جهان مطلع نبودیم . ولی به محض رسیدن به دمشق همانند ایران قــادر به دیدن تمامی کانالهای تلویزیون ایران شدیم . از اینجا نیز می توانستیم با ایران تماس تلفنی داشته باشیم . به هر حال شب را به صبح گذراندیم و در تاریخ 3/9/80  ساعت 9030 عازم زیارت حرم مطهّر حضرت زینب (س) شدیم . نماز ظهر و عصر را در حرم اقامه کردیم و برای صرف ناهار به هتل برگشتیم . بعد از ظهر ساعت 5/3 ما را به مسجد اموی بردند (( مسجد اموی از میان 625 مسجد در سوریه از بزرگترین مساجد سوریه با قدمت 4000 سال سابقه تاریخی برخوردار است . از این مسجد تا قبل از زمان ولید بعنوان معبد استفاده می شده است .   مساحت این مسجد حدود 15132 متر مربع و دارای 3 گلدسته زیبا با ارتفاع 50 متر از سطح زمین  « با نامهای گلدسته عیس بن مریم ، گلدسته عروس و گلدسته     » می باشد . شبستان مسجد به مساحت حدود 5000

متر مربع و در داخل آن  آرامگاهی است که سر حضرت یحیی ذکریا در آن دفن شده  ، سه گنبد بنامهای عقاب  گنبد امام زین العابدین و گنبد ...  زیبائی خاصی به مسجد داده  این گنبدها از کف مسجد 30 متر ارتفاع دارند . چهار محراب به فاصله حدود 20 متر از  هم ، بنامهای چهار فرقه اهل سنت « شافعی، مالکی ، حنبلی ، و حنفی » در این شبستان وجود دارد . هم چنین سقف شبستان با 40 ستون که روی هر ستون نیز دو ستون وجود دارد  جمعاً با 88 ستون مهارشده . در داخل مسجد تخت و بارگاهی وجود دارد که بنام تخت و بارگاه یزید علیه العنه معروف است  و این شخص ملعون در آنجا جلوس میکرده ، درضمن در همین مکان حضرت زینب (س) آن سخنرانی تاریخی را در مقابل یزید ایراد فرمودند .  در کنار این مسجد محلّی بنام راس الحسین (ع) وجود دارد که در یک روایت غیر متقن گویند : سر مبارک حضرت ابا عبدالله ( ع ) در این محل دفن شده امّا در تحقیقی جامع تر حضرت زینب (س)  سر مبارک آن حضـرت را با خـود  به کـربـلا برده و درکنار بدن  شریف  ایشان به خاک سپرده است . البتّه قبل از دیدن مسجد اموی ، به قلعه ای برخورد  کردیم که بنام قـلعـه دمشق معروف

بود . براساس اطلاع واصله این قلعه در زمانهای قدیم توسط ایرانیان فتح و تخریب شده  که مجدداً بازسازی شده است .  با دیدن مسجد اموی مجدداً به هتل برگشته و در مورخه 4/9/80 ساعت 5/3 صبح به حرم مطهّر حضرت رقیه مشرّف شدیم . نماز صبح را در آنجا خواندیم و پس از دعا و زیارت به هتل برگشتیم  .

در ساعت 9 صبح به زیارت قبرستان باب الصغیر رفتیم در ابتدای قبرستان قبرعبدالله فرزند حضرت زین العابدین ( ع )

وجود دارد که بعلت تعطیلی در پایان بازدید موفق به زیارت آن شدیم . با ورود به قبرستان قبور 9 تن از همسران پیامبر اکرم (ص) « از جمله ام سلمه ، ام حبیبه  » را زیارت کردیم بعد از آن به زیارت راس 16 شهید کربلا  رفتیم .

در روایتی هست که سر مبارک 3 تن از شهدای کربلا از جمله حضرت عباس ، حضرت علی اکبر و حبیب بن مظاهر در این محل دفن شده است . در ادمه زیارت اهل قبور ، قبرهای حضرت سکینه بنت الحسین ( ع ) ، حضرت فاطمه صغراء بنت الحسن ( ع ) زینب صغــراء ( ع ) « اُم کلثوم » ، بلال حبشی ، عبدالله بن جعفر طیّار ، میمونه بنت الحسن ( ع ) اسماء همسر جعفر طیّار ، راس جعفر طیّار و حمیده بنت مسلم بن عقیل را زیارت کردیم .

دیدار از بازار مشترک ایرانیان از برنامه های سفر ما بود که در همین روز و پس از پایان زیارت قبرستان باب الصغیر انجام شد .

در روز 5/9/80  از هتل به سمت حرم حضرت سکینه ( س ) حرکت کرده و ضمن زیارت حرم دخت گرامی مولا علی ( ع  ) به محلی بنام شهرک داریا که مورد توجّه مسلمین به ویژة شیعیان بوده و حدود 10 سال است که پیدا شده در 8 کیلومتری دمشق رفته و پس از بازدید از آن راهی حرم حضرت زینب ( س ) شدیم . نماز ظهر و عصر را در آنجا اقامه کرده و به هتل برگشتیم . بعد از ظهر به زیارت قبر حُجر بن عُدی کِندی در منطقه ای بنام اَزراء که در 38  کیلومتری دمشق واقع شده رفتیم و از نزدیک قبور متبرک این سردار سپاه امام علی ( ع ) که پیکرش به همراه پیکر فـرزنـد و 5 تن از از یارانش در این محل دفن شده به زیارت پرداخته و در مسجدی بنام قصی رأس این بزرگمرد را که در نزدیکی قبر حضرت رقیه خاتون دفن شده زیارت کردیم . (( گویند منطقه اَزراء در آن زمان به دست همین سردار فتح و به ممالک اسلامی ملحق شده است . )) روز سه شنبه مورخ 6/9/80 به زیارت حضرت رقیه رفتیم  نماز و ناهار این روز را در هتل صرف کردیم و بعد از ظهر نیز برای وداع به حرم مطهّر حضرت زینب کبری (س) مشرف شدیم . اینجا نیز وداع با شخصیت بزرگی که دوش بدوش مولایش حسین ( ع ) بود و همواره خط سرخ سیّدالشهداء را با خطبه های آتشینش در مقابل یزید حفظ کرد سخت بود . ولی چه می شد کرد که باید برمی گشتیم .

دلمان را در پابوس حرمین شریفین معصومین و ذریّه های پیامبرگذاشتیم و از ایشان عاجزانه خواستیم تا ما را باز به حضور خود بطـلبد و با صرف شام در هتل عازم فرودگاه شده و با پرواز هواپیمائی ایران ایر به تهران برگشتیم .

 

آنچه که برای حقیر تا ابد به یادگار خواهد ماند توفیقی بود که خداوند برای من و خانواده ام  از برکت دعای دوستان و همکاران عنایت فرموده بود . امید است که خداوند متعال بار دیگر  این توفیق را بدهد که ما و شما در سفری مشترک از زوّاران حریم ائمه هداء و معصومین باشیم  انشاءالله

دعا گوی شما اسکندر پرهیزگار